واقعه

واقعه ای به پا خواهم کرد که سردی باران را بگیرد که آفتاب سوزان را مهربان تر کند که ... شاید دلی را هم زیباتر کرد

نفس 090

یا الله

سلام

 

 

.

در لحظه وجود یافت

و آن دم که نفس کشید، هستی ام رونق گرفت

.

.

.

.

زندگی مانده بود سر ِ دو راهی

راهی به سمت عاشقی

و عبوری به سوی دیدن

و دیدار زود هنگام تر و عاشقی ماندگارتر

تو عاشقی ام خواستی و من بی قرار دیدن شدم

تو بی قراری ام دیدی و من تقلای عاشق کردنم را

شنیده ای؟

تشنه که باشی آب دریا را هم خواهی نوشید؟! حتی اگر سیراب نکند؟

تشنه بودم و تشنه تر شدم

و هوس دریا دریا آب، طاقتم را خشکاند

رویا، روزگارم را پر ز خواب کرد

و خواب

روزگارم را خالی از رویایی واقعی!

.

.

.

تشنه که باشی، عاشقی که نتوانی، منتظر که بمانی و..........

آه............

دیوانگی

   + تازه نفس ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٧
comment نظرات ()

نفس 089

یا الله

سلام

.

گرچه من در کودکی باور کردم که

بادبادکم برای گرفتن دست تو به آسمان می رود!

خنده عروسکم به خاطر دیدن توست!

و همه صداهای دوست داشتنی درون رویاهایم، صدای توست!

اما

 

 

بارانِ تلخ ِ هر روز،

به آسمان که بادبادکم برد...

به عروسکی که به من می خندید...

به صدایی که گاه نیست...

بدگمانم کرده است!

هنوزم خوش گمانم ;)

   + تازه نفس ; ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱
comment نظرات ()

نفس 088

 یا الله

سلام

 

 

خیلی خیس ـه .... خیلی ... یعنی مثل یه بارون ِ نم نم که میون ِ زمین و آسمون از دست می ره و فقط حس قشنگ شاعرانه اش می مونه، نیــــســــــت!

خیلی خیس ـه! انگار یه شب تا صبح همه ابرهای آسمان ِ دوم روی سر ِ زمین ِ طفلی باریده باشه ... می دونی چطوری میشه؟ اصلا تا حالا زیر همچین بارونی بودی؟ خیس شدی تا بفهمی خیلی خیس یعنی چی؟

آره خیس ـه ... خیلی ...

اول اش یه قطره بیشتر نبوداااا ... اصلا قصد پائین اومدن هم نداشت.... آروم داشت دلمو قلقلک می داد. تازه قشنگ هم بود. یعنی دوست داشتنی بود. آخه شبیه ِ تو بود. اما یه دفعه .... مثل قطره ای که از نوک ِ یک قندیل تو یه غار ِ ساکتِ یخ زده آویزون مونده باشه، کنده شد و افتــــــــــــــــاااااد

انقدر همه جا ساکت بود که صدای افتادن اش هرچی آه و حرفهای نصفه نیمه بود رو شکست! اونوقت بود که اون صدای آروم ِ افتادن ِ یک قطره که قصد بدی هم نداشت ... باعث شد صدای یک انفجار بپیچه تو برگ گلی که تو هم رفته بود و می خواست یه غنچه ء بسته بمونه. و این جوری بود که خیس شد! همه چی .... خیلی خیس ... مثل همون رگباری که گفتم....

اما باز هم آروم بود ... با وجود صدای بلندش ... آروم سرازیر شد روی ذره ذرهء احساسی که رنگ ِ تو بود. بوی تو رو داشت.... خیلی آروم ... و شد مثل یه لالایی ... یه قول ِ امیدوار کننده ... یه صدای خوب ... یه ............ و همه جا رو آروم کرد و تو خواب برد.

 

گرچه هنوز هم خیسه ... خیلی خیس ...................

 

 

تازه نفس

   + تازه نفس ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٧
comment نظرات ()

نفس 087

یا الله

سلام

 

 

همه راه ها

همه راه های رو به آسمان

مسیر تمام ِ رنگین کمان ها

ختم می شود
به تو

به همه ء رویاهای من

برای همین تو را هیچ گاه ندیده ام

منی که در بیابان ها

انتهای خستگی ها

تاریکی ها

همنشین ِ غم تو هستم

 

   + تازه نفس ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
comment نظرات ()

نفس 086

یا الله

سلام

 

 

همه راه ها

همه راه های رو به آسمان

مسیر تمام ِ رنگین کمان ها

ختم می شود
به تو

به همه ء رویاهای من

برای همین تو را هیچ گاه ندیده ام

منی که در بیابان ها

انتهای خستگی ها

تاریکی ها

همنشین ِ غم تو هستم

 

   + تازه نفس ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
comment نظرات ()
← صفحه بعد