نفس 093

یا الله

سلام

 

پوسیدن حکایتی است عجیب، از بــــودن!

و شاید به اشتباه، بـــــودن!

و شاید در جایی نادرست بـــــودن!

و ................

هزاران شایـدِ دیگر .......

اما شنیده ای که، همیشه راهی هست؟؟

حتی بعد از پوسیدن!!

و باید آن راه را یافت،

از درون ِ بودن ها و نادرست ها و کج رفتن ها و ...........

و حالا بهانه ای هست برای شروع

هم گام با طبیعت

 

دوباره خواهم رویید. با بهار. با بوی بهاری اش. با شوق همیشه تازه شدن و تازه ماندن!

تازه نفس

 

بهار مبارک

 

پ.ن.............

رفیق جان......هستی ... در من هستی ... اما من ... کمی دورتر از تو جایی گم شده ام! ...... و باز ممنونم که چراغ خانه ات هنوز روشن است و .....

/ 6 نظر / 17 بازدید
لیلی سا

سلام....زیبا گفتی...باید دوباره بهاری شد.... دوستت دارم.....زیاد تا....کم بودنم رو ببخش... بهارت پیشاپیش مبارک....

...

در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر، با همه تلخی وشیرینی خود میگذرد. عشقها میمیرند، رنگ ها رنگ دگر میگیرند... و فقط خاطره هاست که چه شیرین . چه تلخ دست ناخورده به جا میماند سبز باشی رفیق جان سبز........

...

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [قلب] [بغل] [گل]

درنا

سلام خوبین؟ ایشالله که این رویش و تازگی تون پر باشه از لحظات شادمانی و سرسبزی سال نو مبارک یاعلی

...

نیستی ....سفری ؟

منتظر

در ربیع الابرار آمده است که ابلیس گفت: خداوندا بندگان تو، تو را همی دوست دارند و عصیانت کنند، اما مرا دشمن همی دارند، ولی اطاعتم همی کنند، جوابش آمد که ما اطاعت ایشان از تو را به دشمنیشان با تو بخشیدیم، و هر چند که با همه ی عشق اطاعتمان نکنند ایمانشان را پذیرفتیم . { کشگول شیخ بهائی، صفحه ی 312 } .