نفس 100+3

یا الله

.

بهار نزدیک بود

اما

شکوفه ای نبود

.

بهار نزدیک بود

اما

هوا هنوز گرم نبود

.

بهار نزدیک بود

اما

هیچ چیز تازه نمی شد

.

اماااااااااااااااا

باران می بارید_بهاری و تند_هر روز_هرشب ...

امااااااااااااا

هنوز هیچ چیز سبز نبود_تنها رویای آمدنِ بهار خوابها را سبز کرده بود...

.

بهارِ نزدیک، چه دور بود !

 

.

.

.

پ.ن. چرا با این همه نشانه و بدون ِ هیچ نشانه ء شاید واقعی، تصور کردم بهار نزدیک است؟!

بهار ِ من نزدیک شو!

می خواهم تازه نفس باقی بمانم............

/ 2 نظر / 21 بازدید
واقعه

خدایا! چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت . صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ، اما من آنرا نمی شنوم . مرا به اعماق درونم ببر تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم . مرا بیاموز پیوسته تو را بجویم و همواره به عنوان یگانه پناهم به تو رو کنم .

درنا

سلام بانو چرا دیگه خبری ازت نیست؟ امیدوارم هر جا هستی خوش و خرم باشی